من اینجا طفلی بیکس و تنهایم،
و در این اقیانوسِ زندگی، تک و تنها بادبان کشیدهام،
دلم مالامال از عشق به سرزمینیست که هرگز ندیدهام،
و شاید هرگز هم نبینم،
و سرشار از دلدادگی به خونِ قهرمانانِ پرکشیدهات که هرگز آنان را نشناختهام.
تو ناگهان از دلِ شب به سوی من آمدی،
و چون معشوقی مرا در آغوش کشیدی.
چگونه دلِ من میتواند بیتأثیر و بیتفاوت بماند؟
من در عشقِ تو گم گشتهام.
دلم همچون گنجشکیست که میخواهد از سینهام پر بکشد و بالهایش را به سوی تو بگشاید.
بیتفاوتی را به درونِ من راهی نیست.
Translation
M. Yahyaei
Add comment
Comments