در جست‌وجوی تو

Published on 15 June 2026 at 03:23

در جست‌وجوی تو

بر اساس شعر سیلویا ایزابلا یامپولسکا

تو را در هر گوشه‌ای جست‌وجو کردم،

در انتظار تو، سوار هر قطاری شدم.

در چهره‌ی هر غریبه‌ای به دنبالت گشتم،

اما تو را در میان خفتگان نیافتم.

چشمانت را پشت آن نقاب‌های رنگارنگ ندیدم،

و تو، همچون سایه‌ای،

همیشه درست آن سوی پیچِ بعدی بودی.

اما قسم می‌خورم که صدایت را در وزش باد شنیدم،

قسم می‌خورم که عطر تو را احساس کردم.

قسم می‌خورم که نزدیک بود تو را ببینم،

و صدای گام‌هایت را شنیدم که با گام‌های من درآمیخته بود.

و برای لحظه‌ای،

در نگاه آینه،

لبخندت را دیدم.

با خود اندیشیدم شاید بتوانم تظاهر کنم،

شاید بتوانم فراموش کنم،

شاید بتوانم چشمانم را ببندم و به خواب روم.

پس دستانم را پیش روی خود گرفتم،

و چون نابینایان، قلبم را به بند کشیدم؛

زندانى از هزار بازو

و هزار سال.

اما هر شعری که سرودم برای تو بود،

هر ترانه‌ای اشتیاقی بود برای یافتن تو.

و در پایان، این مرگ بود که مرا بیدار کرد؛

بر گونه‌ام بوسه زد،

غبار را از چهره‌ام تکاند،

و به من یادآوری کرد که زمان کوتاه است.

این جهان از عشق می‌ترسد

و آن را بی‌منطق می‌نامد؛

و من انتخاب می‌کنم که دیوانه‌ی عشق باشم.

بگذار عشق همان آتشی باشد

که تا واپسین دم،

قلبم را با جنون خویش دربرگیرد.

Translation into Farsi

by M. Yahyaei


Add comment

Comments

There are no comments yet.