تو خیابانهای تهرانی
هر کجا که نگاه میکنم، تو مرا در بر گرفتهای.
سنگفرش زیر گامهایم
طنین تپش قلب تو را بازمیتاباند،
و آهی که از لبانت برمیخیزد،
همان نسیم آرامی است
که درختان خیابان را به نرمی مینوازد.
پنجرههای هر ساختمان،
چشمان تو هستند؛
از دور، با مهربانی نگاهم میکنند
هنگامی که از کنارت میگذرم.
هر آجر تهران
از تار و پود وجود تو ساخته شده است،
و دری که در هر خانه
به استقبالم گشوده میشود،
دروازهای است به قلب تو.
و آنگاه که از آن در میگذرم
و بر آستانهاش قدم میگذارم،
به خانه بازگشتهام.
Add comment
Comments